.::dark love::.

مهر 1384
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 13 تیر ماه سال 1384
                    عاشقی محنت بسیار کشید


تا لب دجله به معشوقه رسید


نشده از گل رویش سیراب


که فلک دسته گلی داد به آب


نازنین چشم به شط دوخته بود


فارغ از عاشق دلسوخته بود


دید در روی شط آید به شتاب


نوگلی چون گل رویش شاداب


گفت به به چه گل زیباست


لایق دس چو من رعناییست


حیف ازین گل که برد آب او را


کند از منظره نایاب او را


زین سخن عاشق معشوقه پرست


جست در آب چو ماهی از شست


خواست کازاد کند از بندش


نام بی مهری بر من ننهی


مورد نیکی خاصت کردم


از غم خویش خلاصت کردم


باری آن عاشق بیچاره چو بط


دل به دریا زد و افتاد به شط


دید آبی ست فراوان و درست


به نشاط آمد و دست از جان شست


دست و پایی زد و گل را بربود


سوی دلدارش پرتاب نمود


گفت کای آفت جان سنبل تو


ما که رفتیم ، بگیر این گل تو !!


جز برای دل من بوش مکن


عاشق خویش فراموش مکن


بکنش زیب سرای دلبر من


یاد آبی که گذشت از سر من

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 90665


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها