.::dark love::.

مهر 1384
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 22 تیر ماه سال 1384
زیر یک سنگ سیاه،دونه ای زد جوونه

سر درآورد از تو
خاک،آسمون رو ببینه

سایه سیاه سنگ،افتاده بود روی تنش


سردی پیکر سنگ،مونده
بود رو بدنش


خسته شد نشست رو خاک،اون جوونه قشنگ


نتونست بیاد بیرون،از زیر
سینه سنگ


گفت که زیر سنگ سخت،من غریب و اسیرم


زیر این حجم کبود،جون میدم من
میمیرم


سنگه تا حرف رو شنید،دل سنگی اش شکست


گفت که با این همه درد،نمیشه
اینجا نشست


لب پرتگاه جنون،لغزید و افتاد تو رود


چشمهای جوونه دید،آفتاب و
هرچی که بود


چه قشنگه کار سنگ،تو سکوت شعر من


رسیدن به اوج عشق،قصه سقوط
سنگ


یکی هست که میگذره از خودش،ببین چه سخت


سنگه افتاد ته رود،تا جوونه شد
درخت
 


 

دوشنبه 13 تیر ماه سال 1384
                    عاشقی محنت بسیار کشید


تا لب دجله به معشوقه رسید


نشده از گل رویش سیراب


که فلک دسته گلی داد به آب


نازنین چشم به شط دوخته بود


فارغ از عاشق دلسوخته بود


دید در روی شط آید به شتاب


نوگلی چون گل رویش شاداب


گفت به به چه گل زیباست


لایق دس چو من رعناییست


حیف ازین گل که برد آب او را


کند از منظره نایاب او را


زین سخن عاشق معشوقه پرست


جست در آب چو ماهی از شست


خواست کازاد کند از بندش


نام بی مهری بر من ننهی


مورد نیکی خاصت کردم


از غم خویش خلاصت کردم


باری آن عاشق بیچاره چو بط


دل به دریا زد و افتاد به شط


دید آبی ست فراوان و درست


به نشاط آمد و دست از جان شست


دست و پایی زد و گل را بربود


سوی دلدارش پرتاب نمود


گفت کای آفت جان سنبل تو


ما که رفتیم ، بگیر این گل تو !!


جز برای دل من بوش مکن


عاشق خویش فراموش مکن


بکنش زیب سرای دلبر من


یاد آبی که گذشت از سر من

 


سه شنبه 7 تیر ماه سال 1384
بر سر هر قبری صلیبی میگذارند
 
تا نشانگر آن قبر باشد من هم

بر گردنت صلیبی می آویزم تا همه
 
بدانند گورستان عشق من قلب توست



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 90663


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها