.::dark love::.

مهر 1384
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 26 خرداد ماه سال 1384

چشم من روشن


اخر ای دوست ، نخواهی پرسید


که دل از دوری رویت چه کشید؟؟


سوخت در اتش و خاکسترشد


وعده های تو به دادش نرسید


داغ ماتم شد و بر سینه نشست


اشک حسرت شد و بر خاک چکید


ان همه عهد فراموشت شد؟


چشم من روشن ، روی توسپید


جان به لب امده در ظلمت غم


کی به دادم رسی ای صبح امید


اخر این عشق مرا خواهد کشت


عاقبت داغ مرا خواهی دید



شنبه 14 خرداد ماه سال 1384
                     
خیلی وقته از چشام بی تو بارون میباره

 دلٍ ناامیدٍ من تو رو آرزو داره

ای همیشگیترین , آه ای دورترین
 
سوختن کارٍمن است نگرانم منشین
 
راست میگفتی تو, دیگر اکنون دیر است
 
دوری و دوستی آخرین تدبیرست

راست میگفتی تو, باید از عشق برید

از چنین پایانی به سرآغاز رسید

شنبه 14 خرداد ماه سال 1384
               التماس شمع


به التماس شمع نگاه کن، که در نگاه بی نگاهیش
 
به آتش التماس می کندمرا نسوزان چه

التماس بیهوده ای است، چه بیهوده تلاش می کند

نمی داند که تا ابد این آتش است که

شمع را می سوزاند شمع هیچ کاری نمی تواند بکند.
 
ولی به صحبتهای شمع گوش کرده

ای گوش کن ته التماسش می گوید دوستت دارم

می گوید من آتشم را دوست دارم پس به

پایش خواهم سوخت می گوید اگر آتش نبود
 
من هم نبودم، پس بگذار من هم بسوزاند تا

من هم باشم. من همیشه آتش را دوست خواهم داشت

<<    1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 91738


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها